۱۱ مطلب در ارديبهشت ۱۴۰۰ ثبت شده است

𝑭𝒐𝒓 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒐𝒏𝒆 𝒘𝒉𝒐 𝒊𝒔 𝒏𝒐 𝒎𝒐𝒓𝒆2

به نام اونی که تورو آفرید:)

 

 

چند وقتی می شود که همه فراموشت کرده اند. دیگه هیچ کسی نمیاد بگه اون کجاست؟حالش خوبه؟ بر میگرده؟ 

راست میگفتی. انسان ها فراموشکار تر از ماهی ها هستند. ان مغز کوچکشان زود فراموش میکند که یک زمانی یک نفر رفت و دیگر بر نگشت ...

دیگر نمیگذارند روی ماهت را ببینم ... می‌گویند هوای بیمارستان مریضم میکند ... فکر کنم اونها هم میدونن نمی خوای برگردی ، دیگه نمیخوان منم بیام پیش تو. خیلی خود خواهند. از وقتی تو اینجوری شدی ... دیگه نمیگذارند برم لب رودخانه و ساز بزنم. می‌گویند می افتی غرق میشوی.

از آخرین باری که لی لی و فاگور را دیده ام خیلی می گذرد. کم کم نزدیک بود مثل آن ادم های فراموشکار ، فراموش کنم یک زمانی هر روز با هم روی آن تپه های سنگی می‌نشستیم و انقدر جیغ میزدیم که تمام دنیا بفهمند ما چقدر خوشحالیم که هم دیگه رو داریم. 

انگار اونا می خواهند مثل خودشان شوم. بی روح ... یک جسم متحرک. بدون هیچ دلیلی برای ادامه دادن. میخواهند فقط زنده بمانم. بدون کارهای لذت بخشی که میتوانستم در عمر کم هم انجام بدهم. زندگی طولانی به چه دردی میخورد وقتی که نمیتوانی از آن لذت ببری؟

صبح نزدیک بود جعبه نامه هایی که برایت نوشتم دست خواهر کوچولو بیوفته و همه رو پاره کنه. یادته میخواستی وقتی او بزرگ شد او را هم به محفل شبانه مان اضافه کنیم؟ هر شب راس ساعت ۱۲ روی همان تپه های سنگی. ایندفعه انقدر میخندیدیم که دنیا خوشحالی مان را ببیند. 

نمیدانی چقدر دلتنگ آن روز ها عم. تو خیلی قوی هستی ... خواهش میکنم برگرد و نزار این آدما من رو مثل خودشون کنند.

 

دوست دارم 

از طرف خواهر کوچولوت :)

  • ۷
  • نظرات [ ۱ ]
    • Bell
    • چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۰۰

    صرفا جهت یادگاری ... هوم فراموشم نکنید :)

  • ۲
  • نظرات [ ۰ ]
    • Bell
    • سه شنبه ۲۱ ارديبهشت ۰۰

    حیح زدمش

    هوم اینجا زدمش 

    http://bella-world.blog.ir/

     

    نمیدونم چرا اینجا احساس راحتی میکنم چون میخوام خودم باشم

  • ۵
  • نظرات [ ۰ ]
    • Bell
    • دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۰۰

    پاکش کنم

    می خوام اینجا رو پاک کنم و یک وب دقیق مثل اینجا بزنم 

    ۱. چون الان ۸۵ نفر فالوور داره اینجا ولی ملخ پر نمیزنه میخوام تو اون وب هرکی واقعا از مطالب خوشش میاد فالوو کنه

    ۲. قبل اینکه اینجا رو پاک کنم اونجا رو میزنم لینکشو اینجا میزارم که اگه خواستین بدنبالید

    ۳. بوس بهتون 

  • ۷
  • نظرات [ ۲ ]
    • Bell
    • دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۰۰

    𝓽𝓱𝓮𝓻𝓮'𝓼 𝓷𝓸 𝓶𝓸𝓻𝓮 𝓼𝓽𝓪𝓻𝓼 𝓽𝓸 𝓯𝓲𝓷𝓭

     

     

    6.18.18

     

    𝑶𝒖𝒓 𝒕𝒊𝒎𝒆 𝒊𝒔 𝒖𝒑
    به آخر خط رسیدیم

    𝒀𝒐𝒖𝒓 𝒆𝒚𝒆𝒔 𝒂𝒓𝒆 𝒔𝒉𝒖𝒕
    چشات بسته شدن

    𝑰 𝒘𝒐𝒏’𝒕 𝒈𝒆𝒕 𝒕𝒐 𝒕𝒆𝒍𝒍 𝒚𝒐𝒖 𝒘𝒉𝒂𝒕 𝑰 𝒏𝒆𝒆𝒅𝒆𝒅 𝒚𝒐𝒖 𝒕𝒐 𝒌𝒏𝒐𝒘
    دیگه هیچوقت نمی تونم چیزی که باید می دونستی رو بهت بگم

    𝑰𝒕’𝒔 𝒅𝒂𝒓𝒌 𝒆𝒏𝒐𝒖𝒈𝒉
    همه جا تیره و تاره

    𝑻𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒅𝒐𝒆𝒔𝒏’𝒕 𝒔𝒉𝒐𝒘
    خبری از نور مهتاب نیست

    𝑨𝒏𝒅 𝒂𝒍𝒍 𝒎𝒚 𝒍𝒐𝒗𝒆
    و همه ی عشق و علاقه ی من

    𝑪𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒃𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒚𝒐𝒖 𝒉𝒐𝒎𝒆
    نمی تونه تو رو به خونه بر گردونه

    𝑻𝒉𝒆𝒓𝒆’𝒔 𝒏𝒐 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒇𝒊𝒏𝒅
    دیگه خبری از ستاره ها نیست

    𝑨𝒏𝒅 𝑰’𝒎 𝒕𝒐𝒐 𝒇𝒂𝒓 𝒃𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅
    و خیلی ازت عقبم
    𝑨𝒏𝒅 𝑰’𝒅 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    و دوست داشتم که ولت کنم
    𝑰’𝒅 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    دوست داشتم ولت کنم
    𝒀𝒐𝒖’𝒓𝒆 𝒂𝒍𝒍 𝒕𝒉𝒂𝒕’𝒔 𝒐𝒏 𝒎𝒚 𝒎𝒊𝒏𝒅
    تو همه چیز ی هستی که بهش فکر میکنم
    𝑰 𝒄𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝒂 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒔𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒊𝒎𝒆𝒔
    هزار بار بهت زنگ زدم
    𝑨𝒏𝒅 𝑰 𝒉𝒂𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    و مجبورم که بذارم بر ی
    𝑩𝒖𝒕 𝑰 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒕𝒉𝒂𝒏 𝒚𝒐𝒖 𝒄𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒌𝒏𝒐𝒘
    ولی من بیشتر و بیشتر از اون چیز ی که بتونی فکرشو کنی عاشقتم
    𝑰 𝒔𝒂𝒕 𝒂𝒍𝒐𝒏𝒆
    تنها نشسته بودم
    𝑨𝒘𝒂𝒊𝒕𝒆𝒅 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒓𝒆𝒑𝒍𝒚
    منتظر جوابت
    𝑾𝒂𝒔 𝒅𝒓𝒊𝒗𝒆𝒏 𝒉𝒐𝒎𝒆
    به سمت خونه رانندگی میکردم
    𝑾𝒉𝒆𝒏 𝑰 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝒄𝒓𝒚
    وقتی که شروع کردم گر یه کنم
    𝑰 𝒔𝒉𝒐𝒖𝒍𝒅’𝒗𝒆 𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏
    باید میدونستم
    𝑰 𝒔𝒉𝒐𝒖𝒍𝒅’𝒗𝒆 𝒔𝒂𝒊𝒅 𝒈𝒐𝒐𝒅𝒃𝒚𝒆
    باید خداحافظی میکردم
    𝑰 𝒐𝒏𝒍𝒚 𝒉𝒐𝒑𝒆𝒅
    فقط امیدوار بودم
    𝑰 𝒘𝒐𝒖𝒍𝒅’𝒗𝒆 𝒉𝒂𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒕𝒊𝒎𝒆
    بیشتر زمان داشتم

    𝑻𝒉𝒆𝒓𝒆’𝒔 𝒏𝒐 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒇𝒊𝒏𝒅
    دیگه ستارهای برای پیدا کردن نیست
    𝑨𝒏𝒅 𝑰’𝒎 𝒕𝒐𝒐 𝒇𝒂𝒓 𝒃𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅
    و خیلی ازت عقبم
    𝑨𝒏𝒅 𝑰’𝒅 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    و دوست داشتم که ولت کنم
    𝑰’𝒅 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    دوست داشتم ولت کنم
    𝒀𝒐𝒖’𝒓𝒆 𝒂𝒍𝒍 𝒕𝒉𝒂𝒕’𝒔 𝒐𝒏 𝒎𝒚 𝒎𝒊𝒏𝒅
    تو همه چیز ی هستی که بهش فکر میکنم
    𝑰 𝒄𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝒂 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒔𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒊𝒎𝒆𝒔
    هزار بار بهت زنگ زدم
    𝑨𝒏𝒅 𝑰 𝒉𝒂𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    و مجبورم که بذارم بر ی
    𝑩𝒖𝒕 𝑰 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒕𝒉𝒂𝒏 𝒚𝒐𝒖 𝒄𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒌𝒏𝒐𝒘
    ولی من بیشتر و بیشتر از اون چیز ی که بتونی فکرشو کنی عاشقتم
    𝑾𝒆’𝒓𝒆 𝒃𝒐𝒕𝒉 𝒕𝒐𝒐 𝒚𝒐𝒖𝒏𝒈
    جفتمون خیلی جوونیم
    𝑻𝒐 𝒍𝒊𝒗𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒅𝒊𝒆 𝒕𝒉𝒊𝒔 𝒘𝒂𝒚
    که اینجور ی زندگی کنیم و بمیر یم
    𝑨 𝒔𝒖𝒏𝒏𝒚 𝒔𝒖𝒎𝒎𝒆𝒓 𝒅𝒂𝒚
    یه روز آفتابی تابستونی
    𝑾𝒊𝒕𝒉 𝒔𝒐 𝒎𝒖𝒄𝒉 𝒍𝒆𝒇𝒕 𝒕𝒐 𝒔𝒂𝒚
    با کلی حرفای نگفته
    𝑵𝒐𝒕 21
    نه 21
    𝑻𝒉𝒆 18𝒕𝒉 𝒐𝒖𝒕 𝒐𝒇 𝒑𝒂𝒊𝒏
    روز 18
    𝑻𝒉𝒆 𝒅𝒂𝒚 𝒚𝒐𝒖 𝒄𝒐𝒖𝒍𝒅𝒏’𝒕 𝒔𝒕𝒂𝒚
    از روز ی که نمیتونستی بمونی گذشته
    𝒀𝒐𝒖 𝒎𝒂𝒅𝒆 𝒎𝒆 𝒘𝒂𝒏𝒏𝒂 𝒑𝒓𝒂𝒚
    تو کار ی کردی دعا کنم
    𝑩𝒖𝒕 𝑰 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌 𝑮𝒐𝒅’𝒔 𝒇𝒂𝒌𝒆
    ولی فک کنم خدایی وجود نداره
    𝑻𝒉𝒆𝒓𝒆’𝒔 𝒏𝒐 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒇𝒊𝒏𝒅
    دیگه ستارهای برای پیدا کردن نیست
    𝑨𝒏𝒅 𝑰’𝒎 𝒕𝒐𝒐 𝒇𝒂𝒓 𝒃𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅
    و خیلی ازت عقبم
    𝑨𝒏𝒅 𝑰’𝒅 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    و دوست داشتم که ولت کنم
    𝑰’𝒅 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    دوست داشتم ولت کنم
    𝒀𝒐𝒖’𝒓𝒆 𝒂𝒍𝒍 𝒕𝒉𝒂𝒕’𝒔 𝒐𝒏 𝒎𝒚 𝒎𝒊𝒏𝒅
    تو همه چیز ی هستی که بهش فکر میکنم
    𝑰 𝒄𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝒂 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒔𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒊𝒎𝒆𝒔
    هزار بار بهت زنگ زدم
    𝑨𝒏𝒅 𝑰 𝒉𝒂𝒗𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒆𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒈𝒐
    و مجبورم که بذارم بر ی
    𝑩𝒖𝒕 𝑰 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆
    ولی من عاشقتم، بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر
    𝑴𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆, 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒐𝒓𝒆 𝒕𝒉𝒂𝒏 𝒚𝒐𝒖 𝒘𝒊𝒍𝒍 𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒌𝒏𝒐𝒘
    بیشتر و بیشتر و بستر و بیشتر از چیز ی که حتی بفهمی
    𝒀𝒐𝒖 𝒘𝒊𝒍𝒍 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒌𝒏𝒐𝒘
    هیچوقت نمیفهمی
    𝒀𝒐𝒖 𝒘𝒊𝒍𝒍 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒌𝒏𝒐𝒘
    هیچوقت نمیفهمی

     

     

    پ+ن: زیادی قشنگه نه :) ؟ من هر وقت گوشش میدم گریم میگیره :')

    واقعا از دست دادن بهترین دوستت خیلی سخته ... تجربش رو داشتم که میگم :)

  • ۵
  • نظرات [ ۲ ]
    • Bell
    • دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۰۰

    Afraid

     

    من از مردن نمیترسم

    نگرانم که به اندازه ی کافی زندگی نکرده باشم ...

     

    𝑰'𝒎 𝒏𝒐𝒕 𝒂𝒇𝒓𝒂𝒊𝒅 𝒕𝒐 𝒅𝒊𝒆,

    𝑰'𝒎 𝒏𝒐𝒕 𝒘𝒐𝒓𝒓𝒊𝒆𝒅 𝒂𝒃𝒐𝒖𝒕 𝒍𝒊𝒗𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒐𝒏𝒈 𝒆𝒏𝒐𝒖𝒈𝒉

     

  • ۱۰
    • Bell
    • دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۰۰

    𝑭𝒐𝒓 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒐𝒏𝒆 𝒘𝒉𝒐 𝒊𝒔 𝒏𝒐 𝒎𝒐𝒓𝒆

    به نام اونی که تورو آفرید:)

     

    نمیدونم چجوری شروع کنم. چند روزی میشه که دیگه مجبورم تنها بخوابم و تنهایی با تک تک ستاره ها صحبت کنم. می‌گویند بر میگردی اما من میدونم که تو مثل همیشه برا رفتن به جای جدید ذوق زده ای و هر کاری میکنی که به اونجا بری. میخوام باور کنم اینبار دیگه سماجت نمیکنی و بیخیال رفتن میشی. میخوام باور کنم بر میگردی. شده صد سال دیگه اما میخوام باور کنم اونها راست می‌گویند. میخواهم تا برگشتنت مثل تو باشم. انقدر برای کسی که دیگر نیست نامه بنویسم تا برگردد و تمام آن نامه ها را بخواند

     

    دلم برایت خیلی تنگ شده. هر لحظه به یادت هستم. راستش را بخواهی دیروز وقتی که از مدرسه برمیگشتم درآن مرغزار کنار برکه ایستادم. لی لی هنوز در برکه است. کمی بزرگ تر شده اما هنوز هم همان حاله های زرد رنگ را بر بدن آبی رنگش دارد

    نتوانستم فاگور رو پیدا کنم. فکر کنم برای شکار رفته بود. شاید هم در کنده عظیمش به خواب رفته بود ( می دانی که از من زیاد خوشش نمی آمد

    برای همین نخواستم درون کنده را نگاه کنم.)

     راستی پوکو بسیار به کمکت نیاز داشت. شکارچی کثیفی او را با تیر زده بود. همه تلاشم را کردم اما آن مهارت خاص تو را نداشتم. مرا ببخش

    پوکو از بین ما رفت. روباه بسیار زیبایی بود. یادت می آید اولین بار نزدیک بود تو را بکشد اما آن کلوچه ی خوشمزه ی خاله پتی را بهش دادی؟ انگار همین چند روز پیش بود.نمی خواستم این خبر ناراحت کننده را به تو بدهم اما نمی توانستم. مادر غذای مورد علاقه تو رو درست کرده بود. می دونست که من دوستش ندارم اما فقط به خاطر تو درستش کرد چون قراره شب بیایم پیشت و بهت سر بزنیم. میدونم قراره کلی اه و ناله تحمل کنم اما اصلا برام مهم نیست و نمیخوام مثل اونا باشم. خودت گفتی از قر قرو ها بیزاری

    با عشق

    خواهر کوچولوت :)

     

    پ+ن: نظرات درست شد؟

  • ۱۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • Sophie B.
    • يكشنبه ۱۹ ارديبهشت ۰۰

    پشیمون :)

     

     

     𝑁𝑒𝑣𝑒𝑟 𝑟𝑒𝑔𝑟𝑒𝑡 𝑡𝒉𝑒 𝑡𝒉𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑡𝒉𝑎𝑡 𝑚𝑎𝑘𝑒 𝑦𝑜𝑢 𝑠𝑚𝑖𝑙𝑒.

     

    هیچوقت بخاطر چیزهایی که باعث شدن لبخند بزنی، پشیمون نشو 

  • ۱۱
    • Bell
    • يكشنبه ۱۹ ارديبهشت ۰۰

    به خودت قول بده

    * بعضی وقتا باید به خودت قول بدی ، دیگه دست از دروغ گفتن به خودت برداری *

  • ۱۳
  • نظرات [ ۳ ]
    • Bell
    • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۰۰

    بدون عنوان

    - ما چرا زنده ایم؟

    + برای اینکه زندگی کنیم

    - با کیا؟

    + با کسایی که دوستشون داریم 

    - اما من هیچ وقت کسایی که کنارم بودن رو دوست نداشتم 

    + چرا؟

    - چون اونایی که دوستشون داشتم مجبورم کردن با ترسام زندگی کنم و هیچ وقت ترکشون نکنم :)

  • ۱۲
    • Bell
    • يكشنبه ۱۲ ارديبهشت ۰۰
    𝐼 𝑤𝑎𝑛𝑛𝑎 𝑏𝑒 𝑠𝑜𝑚𝑒𝑏𝑜𝑑𝑦 𝑡𝑜 𝑠𝑜𝑚𝑒𝑜𝑛𝑒, 𝑜𝒉
    𝐼 𝑛𝑒𝑣𝑒𝑟 𝒉𝑎𝑑 𝑛𝑜𝑏𝑜𝑑𝑦 𝑎𝑛𝑑 𝑛𝑜 𝑟𝑜𝑎𝑑 𝒉𝑜𝑚𝑒
    :) 𝐼 𝑤𝑎𝑛𝑛𝑎 𝑏𝑒 𝑠𝑜𝑚𝑒𝑏𝑜𝑑𝑦 𝑡𝑜 𝑠𝑜𝑚𝑒𝑜𝑛𝑒